Shirin
یکی از کارگران منطقه عسلویه میگفت که : بین راه ، راننده وایساد که پول توی صندوق صدقات بندازه ، توی ماشین مهندسای خارجی بودند سوال کرد از مترجم که راننده چیکار کرد؟ مترجمه پاسخ داد که پول میندازه تو صندوق برای آدمهای فقیر !. خارجیه با تعجب پرسید مگه شما با وجود این اکتشافات عظیم توی عسلویه و این در آمدهای هنگفت ، فقیر هم دارید؟ اون خارجیه نمیدونست که این جا اروپا نیست اینجا دولت و ملت جدا از هم هستند !! و اون پولها برای ملت ما نمیره واسه دیگر ملتها میره !!!!
Shirin
دقت کردین تو سریال های ایرانی هر وقت شخصیت اصلی سریال یه مشکل واسش پیش میاد میره مسجد آخوند مسجد هم دقیقا در مورد همونموضوع صحبت میکنه و همیشه هم با صحبت های آخوند مشکلش حل میشه؟؟؟!!!
s0lmaz
غضنفر با دوستش میره بمب گذاری دوستش میگه یه وقت نترکه ! - میگه نه نگران نباش یکی دیگه دارم !!!….
s0lmaz
گیوه چیست ؟ کفشی که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راستش می پوشد.
s0lmaz
یه روز هلیکوپتر از روی روستای غضنفر اینا رد میشده غضنفر یواشکی میگه هیس سروصدا نکنید بذارید زنده بگیرمش.
Shirin
میدونی شباهت یک سیاستمدار با یک پشه چیه؟ جفتشون رو میشه با "روزنامه" کشت...!
Shirin
وقتی یکنفر هرچی دلش خواست گفت و بقیه گوش دادن = دموکراسی وقتی یکنفر هرچی دلش خواست گفت تا بقیه فقط گوش کنن = دیکتاتوری
Shirin
با افزایش قیمت دلار همه چی گرون میشه حتی لواشک ! اما وقتی قیمت دلار بیاد پایین قیمت چیزی کمتر نمیشه ! *کپی از قوانین مورفی *
Shirin
ستاد انتخابات کل کشور اعلان کرد به کوری چشم بدخواهان نظام کلیه صندوقهای رأی از هم اکنون پر از آرای مردم است. وی خاطر نشان کرد این دفعه کلیه برگ رأیها رو هم تا زدیم تازه!
Shirin
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﺳﮑﻪ و دلار ﺑﺨﺮﻡ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﻢ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭم، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ به دانشگاه رفته، درس بخوانم و مدرک بگیرم و آخرش هم هیچی نشوم "ﺩﮐﺘﺮ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ"
Shirin
ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻨﺘﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺑﻤﺐ ﺑﺘﺮﮐﻦ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﭘﻮﺭﻩ ﺑﺸﻦ ﺗﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺪﺭﺍﯼ ﻣﺎ ﻗﺪﺭ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻧﺸﺪﯾﻢ ﺭﻭ ﺑﺪﻭنن